خاص برای عاشقان مولای ما علی شیر خدا
شب نوزدهم
پیچیده سحرگاه عجب عطر نجیبی
رد می شود از کوچه ی غم مرد غریبی
از وسعت دستان کریمش چه بگویم
وقتی همه دارند از این سفره نصیبی
هم آن که دعایش همه نفرین به علی بود
هم این که به مولای خودش عشق عجیبی ...
منظومه ی انصاف و وفا را نسروده است
جانبخش تر از جود علی هیچ ادیبی
سی سال گذشته ست، علی چشم به راه ست
در عمق نگاهش نه قراری نه شکیبی
او می رود و ناله ی دیوار بلند است
مانده ست دری دست به دامان طبیبی
والشمس! شده غرق به خون چهره ی خورشید
والفجر! رسیده ست حبیبی به حبیبی
--------------------------------------------------
یوسف رحیمی
برچسب:
نویسنده: مصطفی محمدی